غانم قدوري الحمد ( مترجم : يعقوب جعفرى )

20

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى )

پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به عبد اللّه بن عمر در مورد نوشتن حديث ، صحبت مىكند ، درباره صحابه مىگويد : « غير از او اصحاب ديگر ، بيسواد بودند و از آنها جز يكى دو نفر ، نوشتن بلد نبودند و اگر هم مىنوشتند كار آنان متقن نبود و به حد خواندن نمىرسيد » « 1 » و بلوى ( متوفى 604 ق ) مبالغه مىكند آنجا كه اظهار مىدارد : عرب جاهلى اساسا كتابت نداشت و شعر را جايگزين آن كرده بود . « 2 » البته بعضى از نويسندگان جديد به اين صورت كه گفته‌اند : « اگر ميان آنها كسى پيدا مىشد كه خواندن و نوشتن بلد بود ، يا غريبه‌اى بود كه ميان آنها آمده بود و يا كسى كه پس از مدتها اقامت در يك جامعه متمدن ، از سفر بازگشته و يا كسى كه از يكى از اين دو اخذ كرده بود و چنين امرى نادر است » « 3 » و بعضى از آنها به شيوع بيسوادى در شبه جزيره و اين كه عربها اهل خواندن و نوشتن نبودند ، تاكيد دارند . « 4 » ولى اين ديدگاه ، از نظر پژوهشگران ، رد شده است و حتى در ميان پيشينيان هم ، كسانى بوده‌اند كه آن را نپذيرفته‌اند . ابن فارس ( متوفى 395 ق ) مىگويد : « 5 » « ما نمىگوييم كه عربها همگى ، تمام فنون كتابت و حروف را مىدانستند . عرب در گذشته ، مثل حالاى ما بود كه همه ، نوشتن و خواندن را بلد نيستند . » و علم الدين سخاوى ( متوفى 643 ق ) مىگويد : « بر حذر باش از سهو كسى كه مىگويد : اهل كتابت و قلم نيست . » « 6 » البته نبايد در تصور گسترش كتابت عربى پيش از اسلام ، زمانهاى دورترى را در نظر بگيريم ، زيرا كه زبان عربى شمالى كه ما اكنون از تاريخ كتابت آن سخن مىگوييم ، از لحاظ كتابت از جديدترين لغات سامى است ، « 7 » ولى نفى آشنايى عرب پيش از اسلام با كتاب تا

--> ( 1 ) ابن قتيبه ، تأويل مختلف الحديث ، چاپخانهء كردستان العلمية در مصر ، 1326 ق ، ص 366 . ( 2 ) بلوى ، الف باء ، جمعية المعارف ، مصر ، 1287 ق ، ج 1 ، ص 70 و بنگريد به : محمد بن سلام جمحى ، طبقات فحول الشعراء ، دار المعارف ، مصر 1952 م ، ص 22 . ( 3 ) حفنى ناصف ، تاريخ الادب او حياة اللغة العربية ، چاپ دوم ، دانشگاه قاهره ، 1958 م ، ص 34 . ( 4 ) ابراهيم انيس ، فى اللهجات العربية ، چاپ سوم ، قاهره ، مكتبة الانجلو ، 1965 م ، ص 33 . و بنگريد به : از همين نويسنده ، دلالة الالفاظ چاپ اوّل ، قاهره ، مكتبة الانجلو ، 1958 م ، ص 185 ؛ اسرائيل و لفنسون ، تاريخ اللغات السامية ، چاپ اوّل ، لجنه تاليف و ترجمه و نشر ، 1929 م ، ص 201 . ( 5 ) احمد بن فارس ، الصاحبى فى فقه اللغة و سنن العرب فى كلامها ، قاهره ، مكتبة السلفية ، 1910 م ، ص 8 . ( 6 ) على بن عبد الصمد سخاوى ، الوسيلة الى كشف العقلية ، ورق 15 ، أ ، خطى ، دار الكتب المصرية ، شمارهء 30 ، قرائات . ( 7 ) ادبيات الجغرافيا و التاريخ و اللغة عند العرب ، قاهره ، مكتب مجلة الجامعة المصرية ، ص 89 .